شعر انتظارت – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

 انتظارت

در انتظارت،
روزگارم پیر شد
ای که ميخواهی بيايی دیر شد
تابه کى در انتظارت ديده بر در دوختن؟
آمدن،
رفتن،
نديدن،
سوختن…

اللهم عجل لوليک الفرج

سعید فلاحی

 605 بازدید

امتیاز بدهید

نظر

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه