دسته: داستان

ژانویه 20
داستان کوتاه نجات یافته – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

نجات یافته داستانی از: سعید فلاحی (زانا کوردستانی) نفس‌ نفس‌ زنان در تاریکی بیابان…

مه 17
داستان کوتاه دیوانه – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

طی دوران چهل سالهٔ عمرم هیچکس را مثل آقای «فتاح» خوشبین و صاف و ساده ندیده بودم. مردی…

مه 04
داستان کوتاه، کولبر – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

کولبر صدای هراس‌آور گلوله بار دیگر در دل کوهستان پیچید. “ادریس”، کارتن…

آوریل 02
داستان کوتاه یک عاشقانهٔ بی‌پایان – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

یک عاشقانهٔ بی‌پایان ″اوس(استاد) عزیز″ پُکی به سیگارِ لایِ انگشتانش زد و کنار پنجره…

مارس 24
داستان کوتاه سفرهٔ عشق – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

″اوس(استاد) عزیز″ پُکی به سیگارِ لایِ انگشتانش زد و کنار پنجره رفت. پرده را کنار زد و…

مارس 21
داستان مادربزرگ من فضایی است – علیرضا هزاره

از قدیم ها و خیلی سال پیش شاید بگویم دوران کودکی باورتان می شود که من از مادربزرگم می…

مارس 01
داستان کوتاه روز اول مدرسه – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

دوشنبه اولین روز رفتنم به مدرسه ی جدیدم بود. برای روز اول مدرسه، شب قبلش، تمام کتاب و…

مارس 01
داستان هرمز (4) – علیرضا هزاره

موجود عجیب خنده بلندی کرد با مشت یکی از ملوانان را به بیرون از کشتی پرتاب کرد بعضی از…

فوریه 24
داستان کوتاه جوابِ رد – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

احمد از اداره به خانه زنگ زد و خبر موافقت چندین‌بارهٔ خانوادهٔ میهن‌دوست برای…

فوریه 04
داستان هرمز (3) – علیرضا هزاره

درمیان انبوهی از مه افراد سعی می کردند کنار هم دیگر جمع شوند تا شاید راهی برای نجات…

دسامبر 30
داستان درد – سعید کنف چیان

درد شب به نیمه ها نزدیک می شود، قدم هایش آرام تر می گردد و زانوی پاهایش قفل گشته و…

دسامبر 24
داستان آقای ک – سعید کنف چیان

آقای کثیف یک شب سرد زمستانی،با یک عالم رویاء که آقای کثیف را فرا گرفته بود سیگار و…

دسامبر 21
داستان کادوی تولد – اصغر محمودی (مور)

می خوام واسه زن داداشم کادو بگیرم .آخه تولدشه . میدونم خیلی ضایع است . واسه زن داداش…

دسامبر 04
داستان هرمز (2) – علیرضا هزاره

مه همه جا را فرا گرفته بود آسمان به تاریکی شب گشته بود کشتی تکان های سهمگینی میخورد…

دسامبر 04
داستان آقای شهردار – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

آقای شهردار – (این یک داستان است – تقدیم به شهید مهدی باکری) هر روز صبح،…

نوامبر 23
داستان لبخند علی – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

– بابایی زود برگردی! امشب تولدته! یادت نرفته که؟! – نه دختر خوشکلم! یادمه!…

نوامبر 23
داستانک دندان درد – لیلا طیبی (رها)

دندان درد ناخودآگاه و از شدت دندان درد، در جواب سوال دختر کوچکم که پرسید: مامان جون…

نوامبر 16
داستان فصل های یک زندگی (1) – ژیلا شجاعی (یلدا)

فصل اول ( دوران تحصیل ) ستاره دختر قصه ما خيلي سر به هوا بود از اول كه به مدرسه رفت…

نوامبر 15
داستان عشق ابدی (9) – ژیلا شجاعی (یلدا)

مريم گريه هاي شبانش ادامه داشت. زمانه خانم از رنگ و روي پريده مريم تعجب مي كرد به خودش…

نوامبر 14
داستان عشق ابدی (8) – ژیلا شجاعی (یلدا)

مريم نشست پشت ميز آشپزخونه و يه چايي ريخت با كمي نون پنير خورد بعدش رفت تو اتاقش و در…

نوامبر 12
داستان عشق ابدی (7) – ژیلا شجاعی (یلدا)

زمانه خانم گفت: آره محمود چه قولي بهش دادي. محمود گفت هيچي مامان شما جدي نگيرين .…

نوامبر 11
داستان کوتاه شبی که داعش آمد – علی ناصری

آن شب آب بر بودم روستا بعداز آن همه سال خشکی های متمادی هنوز بوی زندگی می داد…

نوامبر 11
داستان عشق ابدی (6) – ژیلا شجاعی (یلدا)

مريم اشك تو چشاش جمع شده بود به محض اينكه فرانك از اتاقش رفت در اتاقش رو قفل كرد .…

نوامبر 10
داستان عشق ابدی (5) – ژیلا شجاعی (یلدا)

محمود سال آخر دانشگاه رشته كارشناسي ارشد بود كه بورس تحصيلي گرفت و براي سفر به خارج…

نوامبر 09
داستان عشق ابدی (4) – ژیلا شجاعی (یلدا)

وقتي كه پدر و مادر مريم تو تصادف رانندگي كشته شدن هيچ كدوم از فاميل زير بار نرفتن كه…

نوامبر 07
داستان عشق ابدی (3) – ژیلا شجاعی (یلدا)

محمود به شوخي گفت باشه بابا ما هم كه گفتيم در بست در خدمت خانميم. مي خواي تو بشو پليسه…

نوامبر 03
داستان عشق ابدی (2) – ژیلا شجاعی (یلدا)

بالاخره بعد از امتحانات كنكور، مريم صبح به این امید که در شهرستان قبول شه تصمیم گرفت…

نوامبر 02
داستان عشق ابدی – ژیلا شجاعی (یلدا)

بنام خداوند بخشنده مهربان داستان عشق ابدی نویسنده : ژیلا شجاعی مريم چند سالي بود با…

اکتبر 27
داستان هرمز (1) – علیرضا هزاره

دریا آرام بود کشتی بازرگانی تاجر بزرگ شهر به سمت شرق در حرکت بود ملوان کشتی فردی نبود…

سپتامبر 08
داستانک نباشی ، نمی شود – زانا کوردستانی

? نباشی، نمی شود: [با عشق به عشق ام…لیلایم] فراموش کرده بودم که با خودم چتر…

مه 27
داستانک پر زيبا دشمن طاووس

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   داستانهای مثنوی معنوی طاووسي در دشت پرهاي…

مه 24
داستانک پند سقراط

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   پند سقراط روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی،…

مه 20
داستانک شرط پیرزن برای اجاره خانه اش

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   داستاهای کوتاه   سه تا دانشجو بودیم…

مه 17
داستانک آموزنده و کوتاه دکتر حسابی

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   داستانهای آموزنده یکی از دانشجویانی که زیر…

مه 15
داستانک وصیت دانشمند

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   وصیت دانشمند دانشمندی وصیت کرده که بر روی…

مه 14
داستانک فرار از زندگی

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   داستان «فرار از زندگی» استاد گفت:….خوب به…

مه 14
داستانک یک بازنده

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   داستان های کوتاه شروعش … جایی که…

مه 13
داستانک خراش های عشق

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   داستان کوتاه و آموزنده   خراش‌های عشق…

مه 13
دو داستان کوتاه از شاهنامه

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :    داستانهای کوتاه شاهنامه شاهنامه حكيم…

مه 13
داستان جالب نقاشی واقعی

با مجله اینترنتی هنرات همراه باشید :   داستان جالب نقاشی واقعی خانم معلم رو به…