• صفحه اول
    • مجله
    • درباره ما
    • تماس با ما
    ثبت اثر / مکان
    ورود یا ثبت نام
    ثبت اثر / مکان
    هنرات

    شعر دوبیتی265/ حسن مصطفایی دهنوی

    • متن شعر
    • نظرات 0
    • prev
    • next
    • پسندیدن
    • گزارش مشکل
    • prev
    • next
    متن شعر

    پير روشن به  ضميرش زِ خود اسرار  بِهِشت

    دانشي  را   زِ  ضميرش  به  كتابي  بنوشت

    پير دانا  به ضميري كه   نـهفتند  به    خاك

    مرقدش ثابت و واضح شدومخفي نگذشت

    ٭٭٭

    در  نزد  سخن چينان  هرگاه  كه  بـنشستم

    همراه   همان  مردم  در شركت شان هستم

    شركت اگرم كردم ،صحبت كه نمي كردم

    تهمت نزدم  بر كس ، گفتار  و دهان بستم

    ٭٭٭

    در بزم سخن چينان  شركت  كه نمي كردم

    تهمت  نزدم بر كس ،غيبت كه نمي كردم

    هر كس  بزند تهمت جرمش زِخداوند است

    از غيبت  و هر  تهمت  بسيار  حذر  كردم

    ٭٭٭

    اگر  بند رفاقتها  به  هم  محكم   نمي باشد

    به جاي  آن رفاقتها  كدورت  درميان باشد

    به اندك علتي  جانا رفاقت  مي خورد برهم

    كدورت گر ميان آمد ،رفاقت آن نمي باشد

    ٭٭٭

    حرف با علم وعمل،قربان مقدم گشتن است

    حرف بي علم و عمل،برغيرنِـي گفتن است

    حرف پُـر معني  اگر سنجيده و فهميده  شد

    از  براي   نسل  آدم   قابل  بنوشتن     است

    ٭٭٭

    نسیم گلشن   حسن مصطفایی دهنوی

    آمار

    Loading

  • هنوز نظری ندارید.
  • یک دیدگاه اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید · لغو پاسخ

    برای ارسال نظر باید وارد سیستم شوید

    پیشنهاد به شما

    ترجمه‌ی شعری از حسین پناهی

    [تفنگ] تفنگ نمی‌دانست، شکارچی نمی‌دانست، پرنده داشت برای جوجه‌هایش غذا می‌برد، خدا که…
    • شعر سپید

    پرواز / رسول چهارمحالی

    بعدِ پرواز تنت بی همتا کوچه ها غم زده اند شهرها غرق عزا بلبلان غرق نوا شعرها بی معنا شک و تردید به…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی142/ حسن مصطفایی دهنوی

    ما به توكل رويـم  در  طرف كوي  دوست هر چه تفضّل  كند  ما  بشناسيـم از  اوست هركه به خودخواهي است در…
    • دوبیتی

    شعر بهار عمر - حسن مصطفایی دهنوی

    « بهار عمر » بهار عمر  و  جوانيم  ، خزان      نمي گردد بهار  آن  ، زِ  گذشت      زمان   نمي…
    • قصیده

    برگردان اشعاری از رحمان عزیزی / لیلا طیبی (رها)

    ▪برگردان چند شعر از "رحمان عزیزی" شاعر لک‌زبان، توسط "لیلا طیبی(رها)" "رحمان عزیزی بیرانوند" شاعر لک زبان…
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی189/ حسن مصطفایی دهنوی

    هــر كــه  نـه  هـمـــراه نماينـــده   اســت در  ره  تـوحيـــد  كـه   وامانــــده   است ايـن ره …
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی 406- حسن مصطفایی دهنوی

    روح  من  از، نور  خـودت   ساختيـش زير     فضـاي    فـلك       انداختيـش روح  بشـر  مي بُـوَد    از  …
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی253/ حسن مصطفایی دهنوی

    در تك  وتازي  جنگ ،علم به  بحران رسيد ورنه  همه  نيـك  و بد  بود  زِ هم   نـاپديد علم  ، همه  نيك  و…
    • دوبیتی

    عاقبت رفت/حبیب رضائی رازلیقی

    "عاقبت رفت" حالِ بیمار دلم را دیدو رفت آتشی افروخت و خندیدو رفت جاده نا اَمن و پر از گرگ و پلنگ "راه…
    • غزل

    کلیه حقوق برای هنرات محفوظ است 1404 - 1398

    سبد خرید