• صفحه اول
    • مجله
    • درباره ما
    • تماس با ما
    ثبت اثر / مکان
    ورود یا ثبت نام
    ثبت اثر / مکان
    هنرات

    ترجمه‌ی شعرهایی از ابراهیم اورامانی / زانا کوردستانی

    • متن شعر
    • نظرات 0
    • prev
    • next
    • پسندیدن
    • گزارش مشکل
    • prev
    • next
    متن شعر

    ▪ ترجمه‌ی شعرهایی از ابراهیم اورامانی

    (۱)
    بیا با هم شعری بنویسیم!
    تو چه می‌نویسی؟!
    من فقط می‌نویسم:
    -- آخ که چه بسیار دوستت دارم!

    (۲)
    احتمالن،
    در جایی بسیار دوری،
    که اینچنین ماه گرفته است!

    (۳)
    تنهایی چنین‌ست:
    آفتاب طلوع کند و
    دوباره غروب کند و
    همچنان چشم‌انتظار کسی باشی!

    (۴)
    باز هم،
    ابن تنهایی بود،
    که تنهایم نگذاشت!

    (۵)
    اسمت را می‌نویسم و
    ساعت‌ها به تماشایش می‌ایستم!
    یکهو ضربان قلبم تند می‌شود،
    شبیه قلب اسیر چشم‌انتظاری
    که منتظر است
    نامش را برای رهایی صدا بزنند.

    (۶)
    آمدن چه بسیار به تو می‌آید و
    انتظار هم،
    به من!

     

    شعر: #ابراهیم_اورامانی
    ترجمه: #زانا_کوردستانی

    آمار

    Loading

  • هنوز نظری ندارید.
  • یک دیدگاه اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید · لغو پاسخ

    برای ارسال نظر باید وارد سیستم شوید

    پیشنهاد به شما

    شعر دوبیتی 317 / حسن مصطفایی دهنوی

    كسي  كه   فكر   نكو، بهر  كارداني  كرد هـزار  كار  معيّـن ،كه  در  نهانـي    كرد هر  آنكه  در   ره …
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی 374 / حسن مصطفایی دهنوی

    من  كـه   پذيرفتـه ام    اين   دين    تـو پيـرو     امـر   تـو   و    آييـن        تـو هسـت   اميـدم  …
    • دوبیتی

    مجموعه اشعار سپید کوتاه (هاشور) ۲ / سعید فلاحی

    (۱) پروانه نیستم اما سال‌هاست دورِ تو می‌چرخم؛ وجودت شمعی است روشن. (۲) در شلوغ‌ترین خلوت این…
    • شعر سپید

    دوست داشتن / رها فلاحی

    برگردان شعری از #رها_فلاحی به زبان هورامی*   از همه‌ی عروسک‌هایم پرسیدم، نه! هیچ کدام [دوست…
    • شعر سپید

    چند شعر کوتاه / لیلا طیبی

    ▪چند شعر کوتاه از #لیلا_طیبی (رها) (۱) روزگارم،،، به قدمت کلاغ‌های تاریخ سیاه است؛ شاید مترسکی…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی290/ حسن مصطفایی دهنوی

    در ملك  همين  دنيا   هر  جا   گذر   كردم ديدم همه جا دين بود من دين وعمل كردم پيري سخني مي گفت دين واجب…
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی155/ حسن مصطفایی دهنوی

    گـر  اين  نـخل  قـدم   پـُر  ثـمر          بـود به  كـار  چـرخ  دنيـا  پـُر    ضـرر       بـود زِ…
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی267/ حسن مصطفایی دهنوی

    در  وادي حيرتها  ،  سرگشته  ترين   مَـردم در  زمره ي  دينداران  بر جسته ترين  فردم پيري  سخني  مي گفت …
    • دوبیتی

    شعر ساحل ثابت / حسن مصطفایی دهنوی

    « ساحل ثابت » ما  بـر  فراز   كوي  حقيقت  ،   رسيده ايم بيهوده   نيست ، ما  زِ  طبيعت    بريده…
    • غزل

    کلیه حقوق برای هنرات محفوظ است 1404 - 1398

    سبد خرید