• صفحه اول
    • مجله
    • درباره ما
    • تماس با ما
    ثبت اثر / مکان
    ورود یا ثبت نام
    ثبت اثر / مکان
    هنرات

    ترجمه‌ی شعرهایی از آسو ملا / زانا کوردستانی

    • متن شعر
    • نظرات 0
    • prev
    • next
    • پسندیدن
    • گزارش مشکل
    • prev
    • next
    متن شعر

    ترجمه‌ی چند شعر از آسو ملا (ئاسۆی مەلا)

    (۱)
    چترم را باز می‌کنم،
    نکند اشک‌هایم را ببیند -
    مام وطن!.

    (۲)
    با ناز و عشوه روح و جانت را در بر می‌گیرند،
    ولی بوی وطن را نمی‌دهند،
    دخترکان غربت!

    (۳)
    وطنم،
    لاشه‌ای‌ست مردار!
    که کرکس‌ها دوره‌اش کرده‌اند.
    دیگر از او یک جفت کفش هم
    برای پاهای کودک فقیری در نخواهد آمد.

    (۴)
    وطنم،
    بکارت دختری‌ست
    که از چهار سوی هوس‌بازان دوره‌اش کرده‌اند!
    دیگر مادری مهربان برای من نمی‌شود.

    (۵)
    وقتی عصبانی می‌شوی،
    قهوه‌ای گندمگون می‌شوی!
    و مرا مبدل به عاشقی همیشه بیدار می‌کنی.
    ...
    چونکه لبخند می‌زنی،
    شرابی سرخ،
    و من هم مستی خمار خواب‌آلود.
    ...
    چشمانم،
    گرفتار دست قهوه و شراب تواند!
    چشم راستم بیدار و
    چشم چپم خواب است همیشه.

    (۶)
    شعله‌ی آتش،
    امضای موجودیت کُرد است،
    نوروز!

    (۷)
    ترسیم تابلویی‌ست،
    از حافظه‌ی ماهی و اشک تمساح،
    حلبچه!

    (۸)
    غبار اندود می‌شود،
    و سالی یک‌بار می‌تکانندش،
    حلبچه!

     

    (۹)
    با خنده می‌شکفند!
    به سخن راندن،
    خسته‌یشان مکن،
    لب‌هایت را!

    (۱۰)
    غروب‌ به غروب
    کنار جویبار می‌رود،
    و برای بوسیدنش خم می‌شود،
    بید مجنون!

    شعر: #آسو_ملا
    ترجمه: #زانا_کوردستانی

    آمار

    Loading

  • هنوز نظری ندارید.
  • یک دیدگاه اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید · لغو پاسخ

    برای ارسال نظر باید وارد سیستم شوید

    پیشنهاد به شما

    مجموعه اشعار سپید کوتاه (هاشور) ۲ / سعید فلاحی

    (۱) پروانه نیستم اما سال‌هاست دورِ تو می‌چرخم؛ وجودت شمعی است روشن. (۲) در شلوغ‌ترین خلوت این…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی140/ حسن مصطفایی دهنوی

    در اين جهان كه بگردم در آرزوي تو باشـم به هر قدر كه بجويم به جستجوي تو باشـم طريق  مـملكت و مُلك ،  دست…
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی312/ حسن مصطفایی دهنوی

    آدم  به  راه  حرص  و طمع ها  كشيده شد در  راه  حرص و  رسم  جهالت دويده شد دردا  كه  حرص   كي  بگذارد …
    • دوبیتی

    شعرهایی از دلبرین عبدالفتاح با ترجمه‌ی زانا کوردستانی

    بانو "دلبرین عبدالفتاح علی" (به کُردی: دڵبرین عەبدولفەتاح عەلی بۆتانی) شاعر، نویسندە و خواننده‌ی کُرد زادەی…
    • شعر سپید

    ترجمه‌ی شعرهایی از دریا هورامی / زانا کوردستانی

    بانو "دریا هورامی" (به کُردی: دەریا هەورامی) شاعر، دوبلور و گوینده‌ی کُرد زبان، زاده و ساکن شهر حلبچه در…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی 367 / حسن مصطفایی دهنوی

    گياه  از   آب    باران   كرده    رويـش نه از  هر  شوره زار و خاك  و شورش اگـر   باران   رحمت  از  خدا …
    • دوبیتی

    شعر دوستت دارم/مجیدمحمدی(تنها)

    شاید شاعر باشم شاعرے ڪَمشده در خیابان شلوغ چشمانت در پس‌ڪوچه‌هاے دروغین حرف‌هایت اما بی…
    • شعر سپید

    شعر حریم کعبه / حسن مصطفایی دهنوی

    « حريم كعبه » تا  در حریم  کعبه ،  دمادم     دلاوری نتوان به راه کعبه، به مقصد تو پی  بری آنجا  دلاوری  …
    • غزل

    سه شعر کوتاه / رها فلاحی

    ◇ چند شعر کوتاه از رها فلاحی (۱) زیر باران قدم می‌زنم، درختان در گوشی می‌گویند: -- هوا پر از…
    • شعر سپید

    کلیه حقوق برای هنرات محفوظ است 1404 - 1398

    سبد خرید