• صفحه اول
    • مجله
    • درباره ما
    • تماس با ما
    ثبت اثر / مکان
    ورود یا ثبت نام
    ثبت اثر / مکان
    هنرات

    اشعار هاشور ۴۵ / لیلا طیبی (رها)

    • متن شعر
    • نظرات 0
    • prev
    • next
    • پسندیدن
    • گزارش مشکل
    • prev
    • next
    متن شعر

    ▪ اشعار هاشور ۴۵ لیلا طیبی

     

    (۱)
    اندیشه‌‌های کهنه
    صدها کارتُنکِ منحط
    در ذهنم تنیده‌است.

    ____________________

    (۲)
    ذهنم،،،
    اشغال می‌شود،
    زیر قدم‌هایی که؛
    بر نداشتی!

    ____________________

    (۳)
    پرنده‌ای خسته‌ست.
    --نه میل کوچی وُ،
    نه دلی برای ماندن...
    خراب باد آشیان سینه‌ام
    غمت را ماندگار کرد!

    #لیلا_طیبی (رها)

    آمار

    Loading

  • هنوز نظری ندارید.
  • یک دیدگاه اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید · لغو پاسخ

    برای ارسال نظر باید وارد سیستم شوید

    پیشنهاد به شما

    ترجمه‌ی شعری از حسین پناهی

    [تفنگ] تفنگ نمی‌دانست، شکارچی نمی‌دانست، پرنده داشت برای جوجه‌هایش غذا می‌برد، خدا که…
    • شعر سپید

    پرواز / رسول چهارمحالی

    بعدِ پرواز تنت بی همتا کوچه ها غم زده اند شهرها غرق عزا بلبلان غرق نوا شعرها بی معنا شک و تردید به…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی142/ حسن مصطفایی دهنوی

    ما به توكل رويـم  در  طرف كوي  دوست هر چه تفضّل  كند  ما  بشناسيـم از  اوست هركه به خودخواهي است در…
    • دوبیتی

    شعر بهار عمر - حسن مصطفایی دهنوی

    « بهار عمر » بهار عمر  و  جوانيم  ، خزان      نمي گردد بهار  آن  ، زِ  گذشت      زمان   نمي…
    • قصیده

    برگردان اشعاری از رحمان عزیزی / لیلا طیبی (رها)

    ▪برگردان چند شعر از "رحمان عزیزی" شاعر لک‌زبان، توسط "لیلا طیبی(رها)" "رحمان عزیزی بیرانوند" شاعر لک زبان…
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی189/ حسن مصطفایی دهنوی

    هــر كــه  نـه  هـمـــراه نماينـــده   اســت در  ره  تـوحيـــد  كـه   وامانــــده   است ايـن ره …
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی 406- حسن مصطفایی دهنوی

    روح  من  از، نور  خـودت   ساختيـش زير     فضـاي    فـلك       انداختيـش روح  بشـر  مي بُـوَد    از  …
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی254/ حسن مصطفایی دهنوی

    من  بنده ي   فرمانبري   هستم  به   بَـرِ   تو گر   پيموده ام  ،  آن  همه  كوه و كمر  تو حيرانـم  و  …
    • دوبیتی

    عاقبت رفت/حبیب رضائی رازلیقی

    "عاقبت رفت" حالِ بیمار دلم را دیدو رفت آتشی افروخت و خندیدو رفت جاده نا اَمن و پر از گرگ و پلنگ "راه…
    • غزل

    کلیه حقوق برای هنرات محفوظ است 1404 - 1398

    سبد خرید