دسته: نوشته های سعید کنف چیان

دسامبر 30
داستان درد – سعید کنف چیان

درد شب به نیمه ها نزدیک می شود، قدم هایش آرام تر می گردد و زانوی پاهایش قفل گشته و…

دسامبر 24
داستان آقای ک – سعید کنف چیان

آقای کثیف یک شب سرد زمستانی،با یک عالم رویاء که آقای کثیف را فرا گرفته بود سیگار و…