• صفحه اول
    • مجله
    • درباره ما
    • تماس با ما
    ثبت اثر / مکان
    ورود یا ثبت نام
    ثبت اثر / مکان
    هنرات

    ترجمه‌ی شعرهایی از علی نامو / زانا کوردستانی

    • متن شعر
    • نظرات 0
    • prev
    • next
    • پسندیدن
    • گزارش مشکل
    • prev
    • next
    متن شعر

    آقای "علی نامو" (بە کُردی: عەلی نامۆ) شاعر کُرد زبان، ساکن اربیل است.

    ◇ نمونه‌ی شعر:
    (۱)
    چرا می‌نویسم؟
    چون دست‌های زیادی را گرفتم
    اما به وقت برخواستن دستم را رها کردند
    اشک‌های بسیاری را پاک کردم،
    اما خودم گریستم.
    زخم‌های بسیاری را مرهم نهادم،
    اما خودم زخمی شدم.
    فقط، نوشتن بود که مرا تنها نگذاشت!
    هم‌راهم ماند...
    هم‌رازم شد...
    دستم را گرفت و چون یک منجی به فریادم رسید.

    (۲)
    ساحل را که آغوش می‌کشد،
    همچون مادری مهربان می‌شود
    موج دریا!

    (۳)
    کاش می‌دانستی وقتی غمگین می‌شوی،
    چه‌ها که بر سرم نمی‌آید!
    اگر شاه باشم،
    گدایی بی‌جا و مکان خواهم شد.
    وقتی که غمگینی،
    دستم،
    با دستان چه کسی نوازش شود؟!
    و من همچون سنگ‌های سر راهی می‌شوم.
    چشمه‌ی چشمانم،
    به جوشش در خواهند آمد و دریایی می‌شوند،
    و کسی نیست که خانه و زندگی‌ام را سر و سامان بخشد.
    وقتی که غمگینی،
    پرنده‌ی آرزوهایم، پر خواهند گرفت و
    تمام رویاهایم از بین خواهد رفت.

    (۴)
    غنچه چون می‌شکفد،
    ابر می‌بارد و خیس می‌کند لب‌هایش را،
    با نم نم باران بهاری.

    (۵)
    آتش به جان زمین می‌اندازد
    وقتی که در اوج آسمان است،
    خورشید تابان!

    (۶)
    می‌روبد،
    برگ‌های به آخر عمر رسیده را،
    باد پاییزی...

    (۷)
    در دوری باغبان،
    از نوک پستانش ترک برداشت -
    انار پاییزی!

    شعر: #علی_نامو
    برگردان به فارسی: #زانا_کوردستانی

    آمار

    Loading

  • هنوز نظری ندارید.
  • یک دیدگاه اضافه کنید

    دیدگاهتان را بنویسید · لغو پاسخ

    برای ارسال نظر باید وارد سیستم شوید

    پیشنهاد به شما

    شعر دوبیتی 402/ حسن مصطفایی دهنوی

    حرف   پيامبـر ،  زِ   قل الـروح     بـود نكتـه    گفتـار  تـو   مقصـود      بـود گفت  كه  روح  همه  ما …
    • دوبیتی

    شعر کار صواب – دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی

    « كار صواب » به هر كار صوابي1 ، رو نهادم همانجا سود خود بر باد دادم به هر راه صوابي ، راه رفتـم در آن ره…
    • غزل

    مجموعه اشعار سپید کوتاه (هاشور) ۱ / رها فلاحی

    (۱) در ناگهانِ باغچه، آفتابگردانی شُکفت وُ، دیدم: --[نورِ خدا] بود! (۲) چشمانم…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی254/ حسن مصطفایی دهنوی

    من  بنده ي   فرمانبري   هستم  به   بَـرِ   تو گر   پيموده ام  ،  آن  همه  كوه و كمر  تو حيرانـم  و  …
    • دوبیتی

    شعر دوبیتی217/ حسن مصطفایی دهنوی

    من كه از  نيكو صفاتي نزد مردم  رو سپيدم عيب خود را گر بديدم عيب مردم را نديدم عيب جوييها زِ  مردم هر…
    • دوبیتی

    اشعار کوردی ۰۳ / زانا کوردستانی

    ● سه شعر کوردی از زانا کوردستانی (۱) هەموو بەێانی بەو ژنە کوردە بیر دەکەمەوا کە وا نەیزانیوە... حەوشی…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی 404 - حسن مصطفایی دهنوی

    تعالله  ، از    آن     علم          خـداونـد زِ  علم  خود ، به  ما  آن مي دهـد  پنـد تمام   …
    • دوبیتی

    ترجمه‌ی شعرهایی از بختیار علی / زانا کوردستانی

    استاد "بختیار علی محمد" (به کُردی: بەختیار عەلی موحه‌مه‌د)، شناخته شده به "بختیار علی"، نویسنده، شاعر،…
    • شعر سپید

    شعر دوبیتی261/ حسن مصطفایی دهنوی

    ياران  دهيد  گوش ،  بر اصل  اين   روايت دنيا  طلب   نـباشيد ،  مي باشد آن كراهت اجماع  مردمان  را كي …
    • دوبیتی

    کلیه حقوق برای هنرات محفوظ است 1404 - 1398

    سبد خرید