پشیمان شدم از این دوری
بیا پرده بردار از این بودن زوری
روم به گلشن مه رویان پری پیکر
بگیرم دست او مست شوم به انگوری
هزاران جام سعادت به من نومید دادند
وا فلکا رهیدم از شیر شهد زنبوری
کنون اوفتان وخیزان ، مست و خراب
به زیر پایش چه می جوری به مخموری

حامد نوروزی

 486 بازدید

امتیاز بدهید

نظر

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه