حیف نیست…
بگذرسحری به سرای این همخانه ی درد
تاشرح دهم که مهرت بادلم چه کرد
این زمانِ ببین که باهمه جوروجفاکه کرد
داغ مهرت به دلم نگشته سرد
خونی که ریخت ازدل ما،حامد!
حیف نیست…
گرزین میان،دلبرما پرسان پری باشد…

حامد نوروزی

 541 بازدید

امتیاز بدهید

نظر

  • هنوز نظری ندارید.
  • افزودن دیدگاه